یه روززمستونی دیگه ما دوتا...


بچه: بابا! " مرد " یعنی چی؟
پدر: خـــــــب! مرد به کسی میگن که به خانواده اش عشق می ورزه
و با تمام وجود از اونها دفاع میکنه. دلسوز خانواده اشه و هیچکس
و هیچ چیزو به اون ها ترجيح نمیده. تمام تلاشش رو برای خوشبختی
اونا انجام می ده و از هیچ فداکاری دریغ نميکنه و همه جوره
خانوادش رو حمایت میکنه
بچه: چه باحال! پس من هم میخوام " مرد" بشم
... درست مثل مامان!
![]()
سلام به یکی یکدونه ی خونه ی ما![]()
عزیزدلم حنان جونم بازم یه چهارشنبه زود ازمدرسه تعطیل شدی
هواآفتابی بود،دلم نیومد بریم خونه،منم از فرصت استفاده کردم
از خیابون تختی که می اومدیم کنارش یه رودخونه بود موندیم
چندتا عکس انداختیم و یه روز خوب زمستونی رو مادوتا باهم
رقم زدیم.الهی که صدتا از این روزهای خوب رو توی زندگیت رقم
بزنی و خوش باشی،آرزوی مامان شاد بودنته .
بریم دنبااااااااااله
دیدن عکس ها
پیشنهاد میکنم ازدست ندی و نظر هم بزاری
ممنوووووووووووون




صبح که میبردمت مدرسه،چون هنرو ورزش داری کمی دیرترمیریم چهارشنبه ها
سرحال بودی،گفتی مامان خلاصه سرحال بودم ازمن عکس هم انداختی!!




























بعدش هم برای اولین بار از خیابون ردشدی رفتی شهرقلم،برای مدادت نوک خریدی
البته من ازدورمواظبت بودم،میخوام کمی مستقل بشی،آخه دیگه آقاشدی!
اینم از ناهارموردعلاقت...عدس پلو!!!نوش جونت.

اینم موقع خوابت!!


گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟
آنچنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

تا پست بعدی





یه روززمستونی دیگه ما دوتا...
